جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

369

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

مىگويد : « در پريشانى و بدبختى آنان دقت كنيد ، در آن‌هنگام كه كسرىها و قيصرها ، ارباب آنان به‌شمار مىآمدند و آنان را از زمين حاصلخيز و آب عراق و سبزه‌زار دنيا دور ساخته و به جايى رانده بودند كه در آن گياهى نرويد و باد تند وزد و زندگانى سخت باشد . و آنان را بىچيز و نيازمند رها ساختند » . گاهى على ناچار مىشد كه واليان و حاكمان را اگر كوچكترين خيانتى نسبت به مال ملت روا دارند ، به شديدترين كيفرها تهديد كند . اگر به او خبر مىرسيد كه يكى از فرمانداران و كارمندانش به غصب و احتكار آلوده گشته ، احساس درد و اندوه فراوانى مىكرد و همين باعث مىشد كه سخنانى مالامال از خشم و ناراحتى و شور و انقلاب به‌خاطر حق و عدالت ، بيان كند . او به بعضى از فرماندارانش چنين پيغام فرستاد : « شنيده‌ام كه زمين را درويده و هرچه در زير پايت بود گرفته‌اى و آنچه به‌دستت رسيده خورده‌اى ؟ بايد هرچه زودتر حساب و وضع خود را به من گزارش دهى » ! در جمله « حساب و وضع خود را به من گزارش ده » دقت كنيد كه در وراى آن معانى زيادى نهفته است . و از آن‌جمله ايمان مطلق او به ضرورت عدالت است ، تا آنجا كه او هيچگونه ارزش و محلى براى تعلل و مسامحه و اطاله كلام قائل نيست . اين ايمانى كه واقعيت متزلزل جامعه را به‌سرعت دريافته و نوسان موجود بين حق پايمال‌شده و حقى كه طلب مىشود را درك كرده و به‌خوبى مىداند كه ادامه اين وضع موجب انحطاط و سقوط اخلاقى و اجتماعى غاصب و مغصوب ، به‌طور يكسان ، خواهد شد ؛ به لزوم و ضرورت برپاداشتن عدالت - به هر قيمتى كه تمام شود و به‌هرنحوى كه از